راهنمای خرید نرم افزار

وب سایت روانشناسی امین

فروشگاه روانشناسی

عضويت در كانال تلگرام وب سايت روانشناسي امين

راهنمای خرید نرم افزار

راهنمای خرید نرم افزار

وب سایت روانشناسی امین

راهنمای خرید نرم افزار

وب سایت روانشناسی امین

افزایش بازدید3

پشتیبانی

امین عزیزی
Telephone number of امین عزیزی 09175382824

جستجو

فیس بوکفروشگاه فروشگاه RSS

حاضرین در سایت

ما 98 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

روانشناسان بزرگ و معروف 2

آخرین به روز رسانی چهارشنبه, 09 مرداد 1392 12:50

 

کارل راجرز

کارل راجرز ( Carl Rogers )(1902-1987)

 

تاکيد اصلي اين روان‌شناس آمريکايي بر تاثير شگفت توانائي‌هاي بالقّوه انسان بر روان‌شناسي و آموزش است. کارل راجرز يکي از مهمترين متفکران انسان گراست و روش درمان ابتکاري او که به "درمان راجرين" معروف است، تاثير عمده‌اي بر روش‌هاي درماني داشته است







برس فردريک اسکينر


برس فردريک اسکينر(به انگليسي: Burrhus Frederic Skinner)
 

  
(زاده ي 20 مارس1904- مرگ 18 اوت1990) روان‌شناس، نويسنده، مخترع، پشتيبان اصلاحات اجتماعي و چامه‌سراي آمريکايي بود او از 1858 تا زمان بازنشستگي‌اش در سال 1974 استاد روانشناسي دانشگاه هاروارد بود. او ابداع کننده چند روش مهم براي مطالعه آزمايشي رفتار بود. به علاوه او پايه‌ريز فلسفه ي علمي تازه‌اي به نام رفتارگرايي بنيادين بود و اعتقاد داشت روانشناسي بايد با تجديد نظر در جنبه‌هاي غير علمي خود، به علمي به استواري فيزيک و شيمي تبديل شود. وي همچنين بنيادگذار تحليل تجربي رفتار بود. او را يکي از اثرگذارترين روان‌شناسان تاريخ و حتي بزرگترين روانشناس سده ي بيستم مي‌دانند. او نويسنده‌اي پرکار بود که 21 کتاب و 180 مقاله نگاشت او عضو انجمن برادري لاندا خي آلفا بود. او يک خداناباور بود. مرگ او در اثر بيماري سرطان خون بود
اسكينر يكي از آخرين بازمانده هاي مردان بزرگ در عرصة رفتارگرايي است. ولي در بسياري از موارد او از پيشتازان اين متدولوژي محسوب مي شود. مطابق روش اسكينر است كه ما با تغيير شكل محض اصول تقليل گرايي به عنوان يك روش علمي برخورد مي كنيم. اسكينر عقيده داشت كه يك دانشمند بايد از داده هاي تجربي شروع كند تا سرانجام به ... تعميمهاي استقرار يا به وضع قوانين برسد. پس در مراحل بعدي مي تواند يك تئوري علمي كه قوانين را در بر بگيرد وضع كند. بنابراين او بايد بسيار دقيق باشد تا بتواند كارش را با داده هاي تا حد امكان موثق، آغاز كند اسكينر پذيرفت كه انسانها زندگي دروني (inner Lives)كه براي هر كدام از آنها همانقدر كه براي يك داستان نويس اهميت دارد، اين زندگي دروني مهم است

 

 


ويکتور فرانکل

 

ويکتور فرانکل victor frankel

 
ويکتور فرانکل victor frankel در 26 مارس1905 در وين به دنيا آمد. پدرش مردى پرابهت و منضبط بود و مادرش هم زنى خوش قلب و ديندار. ويکتور پسرى استثنايى و فوق العاده کنجکاو بود. حتى د رچهارسالگى مى دانست که مى خواهد پزشک شود در 1930دکتراى پزشکى گرفت و در مراکز مختلف درمانى و پژوهشى مشغول به کارشد. او با فروید در همان سالها آشنا شد (در 1925 شخصاً با فرويد ملاقات کرده بود). اما نظريه آلفرد آدلر را بيشتر مى پسنديد و در آن سال مقاله اى به نام "روان درمانى و جهان بينى" در نشريه بين المللى آدلر در روانشناسى فردى منتشر کرد سال بعد فرانکل از اصطلاح Logotherapy براى اولين بار در يک سخنرانى عمومى استفاده کرد و به شرح و بسط ديدگاه خاص خود در روانشناسى وين پرداخت. وقتى به آشويتس منتقل شد دست نوشته هايى را که براى کتاب "دکتر و روح" تهيه کرده بود پيدا کردند و از بين بردند. تمايل شديدش به کامل کردن آن کار و اميدش به اينکه بار ديگر در کنار همسر وخانواده اش باشد او را از يأس و نااميدى که در آن شرايط هر شخصى را فرامى گرفت دور نگاه مى داشت فرانکل پس از طى کردن دوران اسارت در دواردوگاه ديگر سرانجام در 1945 از اردوگاه رهايى پيدا کرد و به وين رفت. آنجا بود که متوجه شد بهترين عزيزانش از دنيا رفته اند. اگرچه بسيار تنها و شکسته بود. سرپرستى يکى از مراکز عصب شناسى وين را پذيرفت و تا 25سال در آن سمت ماند او بالاخره کتابش را بازسازى کرد و به چاپ سپرد. پس از چاپ اين کتاب (يعنى کتاب دکتر و روح)، براى تدريس به مدرسه پزشکى دانشگاه وين دعوت شد. تنها در نه روز، کتاب ديگرى به رشته تحرير درآورد که عنوان اش اين بود: انسان در جست وجوى معنى فرانکل در 1947 با دخترى به نام الى ازدواج کرد که قدرت او را براى مقابله با مسائل و دشواريهاى جهان دوچندان مى ساخت فرانکل در 1948 در رشته فلسفه دکترا گرفت. عنوان رساله اش The UnconsciousGod بود که به تحليل و بررسى رابطه ميان روانشناسى و دين مى پرداخت. همان سال استاديار عصب شناسى و روان پزشکى در دانشگاه وين شد در 1950 انجمن پزشکى براى روان درمانى اتريش را بنياد نهاد و خود رياست آن را برعهده گرفت. پس از آنکه به درجه استادى ارتقا يافت در محافل بيرون از وين نيز به سرعت شهرت پيدا کرد. چنانکه گفته شد او دکتراهاى افتخارى و جوايز علمى و فرهنگى بسيارى دريافت داشت و حتى نامزد دريافت جايزه صلح نوبل شد  فرانکل تا سال 1990 يعنى تا 85 سالگى به تدريس در دانشگاه وين ادامه داد. او يک کوهنورد قهار بود و ليسانس خلبانى اش را زمانى گرفت که 67 سال داشت در 1992 دوستان و اعضاى خانواده اش به افتخار وى مؤسسه ويکتور فرانکل را تأسيس کردند. فرانکل در 1995 زندگينامه خود نوشته اش را به پايان رساند و در 1997 آخرين اثرش "انسان در جست وجوى معنى غايى" را برپايه تجربيات ديرينه اش منتشر ساخت او مجموعاً 32 کتاب منتشر ساخته است که به 27 زبان ترجمه شده اند. ويکتور فرانکل در دوم سپتامبر 1997 در اثر سکته قلبى درگذشت


 




جان بالبي


جان بالبي (John Bowlby)
 
جان بالبي، بنيانگذار نظريه دلبستگي (تولد : 1907 ، وفات: 1990) يک روانپزشک و روان تحليل گر انگليسي بود. وي که به رشد کودکان علاقه داشت، در دوران دانشجويي براي کودکان ناسازگار کار مي کرد. او به مسئله جدايي کودکان از آشنايان علاقه مند شد. او معتقد بود که رفتار دلبستگي در نوزادان يک رفتار تکاملي است که موجب زنده ماندن آن ها مي شود. ماري اينزورث شاگرد بالبي بود که سبک هاي دلبستگي را مطرح کرد و باعث گسترش نظريه دلبستگي شد. اتفاقات مهم در زندگي بالبي شامل موارد زير مي باشد:
- انجام مطالعه بر روي کودکان ناسازگار

- جيمز رابرتسون يک فيلم مستند درباره يک کودک 2 ساله ساخت که در بيمارستان زندگي مي کرد

- آشنايي با ملاني کلاين




کرت لوين

کرت لوين ( Kurt Lewin )(1890-1947)


از اين روان‌شناس آلماني به عنوان پدر "روان‌شناسي اجتماعي مدرن" نامبرده مي‌شود زيرا او يکي از نخستين کساني بوده است که روش‌هاي علمي و تجربه را براي نگريستن به رفتارهاي اجتماعي به خدمت گرفته است






 



 


 

آلبرت بندورا

آلبرت بندورا ( Albert Bandura )(1925-)
 

کارهاي اين روان‌شناس کانادايي، بخشي از انقلاب "شناخت در روان‌شناسي" است که از اواخر دهه 1960 شروع شد. نظريه يادگيري اجتماعي آلبرت بندورا بر اهميت يادگيري مشاهده‌اي، تقليد و مدل‌سازي، تاکيد گذاشت



جيمز لاک



جيمز لاک: (1704-1632)

جان لاك كه فرزند يك وكيل دعاوي بود در دانشگاه‌هاي لندن و آكسفورد انگلستان تحصيل كرد و در سال 1656 درجه ليسانس (كارشناسي) و در كوتاه‌مدتي پس از آن درجه فوق ليسانس (كارشناسي ارشد) خود را دريافت كرد. او چند سالي در آكسفورد باقي مانده و به تدريس زبان يوناني، نويسندگي و فلسفه پرداخت و سپس كار طبابت را پيشه خود ساخت كار اصلي لاك كه از نظر روانشناسي اهميت دارد، اثري است به نام مقاله‌اي درباره فهم انسان (1690) كه حاصل 20 سال مطالعه و تفكر او بود. اين كتاب كه تا سال 1700 چهار بار انتشار يافت و به زبان‌هاي فرانسه و لاتين ترجمه شد، سرآغاز تجربه‌گرايي بريتانيايي به شمار مي‌رود



   

كارل لشلي

 

 

كارل لشلي (1958ـ1890)

كارل لشلي در دانشگاه جان هاپكينز دانشجوي واتسون بود و از آنجا درجه دكتراي خود را دريافت كرد. حرفه علمي او به عنوان يك روانشناس فيزيولوژيكي او را به دانشگاه‌هاي مينه‌سوتا و شيكاگو، هاروارد و بالاخره به آزمايشگاه زيست‌شناسي نخستي‌هاي يركز كشانيد. او مدافع سرسخت رفتارگرايي واتسون بود، اگرچه پژوهش‌هايش در مورد مكانيسم‌‌ها (ساز و كارها)ي مغز موشك‌‌ها نكته‌اي اساسي را در نظام واتسون به چالش مي‌طلبيد او يافته‌هاي خود را در كتاب مكانيسم‌هاي مغزي و هوش (1929) ارائه داد و دو اصل را كه اكنون مشهور هستند به عنوان اصل موضوع پذيرفت: قانون عمل كلي كه مي‌گويد كارآيي يادگيري در نتيجه كاركرد مغز است ـ يعني هرچه مقدار قشر مغز در دسترس بيشتر باشد يادگيري بهتر است؛ و اصل هم تواني، كه مي‌گويد كمك هر بخش از قشر مغز به يادگيري مساوي كمك بخش ديگر است لشلي انتظار داشت كه مراكز حسي و حركتي خاص را در قشر مخ و همچنين پيوندهاي مربوط را در بين دستگاه‌هاي حسي و حركتي بيابد. اين يافته‌‌ها از تقدم و سادگي قوس بازتاب به عنوان يك واحد عنصري رفتار حمايت مي‌كردند. اما يافته‌هاي او با عقيده واتسون در مورد پيوند ساده نقطه به نقطه در بازتاب‌‌ها به چالش برمي‌خاست. طبق اين عقيده، مغز فقط تكانه‌هاي عصب حسي ورودي را به تكانه‌هاي حركتي خروجي وصل مي‌كند


 


جيمز ميل 

جيمز ميل 1836ـ1773
 
جيمز ميل در دانشگاه ادينبورگ در اسكاتلند تحصيل كرد و براي مدت كوتاهي به عنوان كشيش خدمت كرد. هنگامي كه دريافت از شركت‌كنندگان در مراسم كليسا كسي معناي خطابه‌هاي او را نمي‌فهمد، كليساي اسكاتلند را ترك گفت تا از طريق نويسندگي امرار معاش كند. مشهورترين اثر ادبي او تاريخ هند بريتانيايي است كه نوشتن آن 11 سال به طول انجاميد. مهمترين خدمت وي به روانشناسي، تحليل پديده‌هاي ذهن انسان است (1829) ميل عقيده داشت كه ذهن فاقد هرگونه كاركرد ابتكاري است، زيرا تداعي يك فرآيند خودكار و انفعالي است. به عبارت ديگر، احساس‌هايي كه به ترتيب معين روي مي‌دهند به‌طور ماشيني به صورت انديشه‌ها در مي‌آيند و اين انديشه‌ها نيز با همان ترتيبي به وقوع مي‌پيوندند كه احساس‌هاي مربوط به آنها رخ داده‌اند. تداعي براساس اصول مكانيكي انجام مي‌گيرد و انديشه‌هايي كه بر اثر آن به وجود مي‌آيند صرفاً تراكم يا مجموع اين عناصر جداگانه‌اند



  


 ارنست وبر

ارنست وبر 1878ـ1795

ارنست وبر، فرزند يك استاد الهيات، در ويتنبرگ آلمان متولد شد. او در سال 1815 درجه دكتري خود را از دانشگاه لايپزيك گرفت و از 1817 تا 1871 يعني تا هنگام بازنشستگي در آنجا به تدريس كالبدشناسي و فيزيولوژي اشتغال داشت. نخستين علاقه وي تحقيق درباره فيزيولوژي اعضاي حسي بود، زمينه‌اي كه در آن خدمات برجسته و پايداري را ارائه كرد. تحقيقات پيشين درباره اعضاي حسي تقريباً و منحصراً به احساس‌هاي سطح بالاي بينايي و شنوايي محدود مي‌شد. كار وبر عمدتاً بررسي زمينه‌هاي جديد به ويژه احساس‌هاي پوستي و عضلاني را شامل مي‌شد. اهميت كارهاي او به ويژه به خاطر به كار بستن روش‌هاي آزمايشي درخشان فيزيولوژي درباره مسائلي است كه ماهيت روانشناختي داشتند




 

ويلهلم وونت (1920ـ1832)

در جريان پژوهش‌هاي مربوط به فيزيولوژي، مفهومي از روانشناسي به عنوان يك علم آزمايشي مستقل در ذهن وونت شكل گرفت. او انديشه‌هاي خود را در كتابي با عنوان خدمت‌هايي به نظريه ادراك حسي كه به صورت بخش‌بخش بين سال‌هاي 1858 و 1862 منتشر شد، ارائه كرد. او آزمايش‌هاي اصيل خود را در آزمايشگاه ناقصي كه در خانه ساخته بود انجام مي‌داد و ديدگاه‌هاي خود را در مورد روش‌هاي مناسب براي روانشناسي جديد ارائه مي‌داد. وونت براي اولين بار در اين كتاب اصطلاح روانشناسي آزمايشي را نيز به كار برد. كتاب وونت همراه با كتاب عناصر پسيكوفيزيك (فيزيك رواني) فخنر (1860)، اغلب شاخص تولد واقعي علم جديد به شمار مي‌رود




 

کارن هورناي -جان بي. واتسون - ادوارد چيس تولمن - کلارک لئونارد هال - ماکس ورتايمر -کورت کافکا - ولفگانگ کهلر - آلفرد آدلر - گوردن آلپورت - هنري موري - ابراهم مزلو -اوگن بلويلر -آلفرد بينه - ادوين ري گاتري -ولاديمير ام. بختريف - ادوارد لي ثرنداک




ادامه دارد

روانشناسی بالینی مدیر سایت
نويسنده: Amin Azizi

اضافه کردن نظر